خرداد۱
همه ما با هر سن و سالی بر این موضوع واقف هستیم که گاهی همه چیز آنطور که ما می خوایهم نیست و این موضوع گاهی موجب عذاب ما میشود. ممکن مسائلی حادث شود که ما را تحت فشار قرار دهد یا حتی گاهی فعالیت های کاملاً هدفمند در جهت تحت فشار قرار دادن ما توسط دیگران صورت بگیرد. فارغ از تصادفی یا هدفمند بودن این موارد، نکته ای که اینجا به اون اشاره خواهیم کرد بحث تحمل این فشارها و عکس العمل های درست است.
بهتر است اشاره ای هم کرد به این موضوع که گاهی این فشارها تنها به شما وارد نمیشود بلکه به جمعی که شما در آن هستید وارد میشود به عنوان مثال تحریم شدن کشور شما، درگیر جنگ شدن، یا گاهی حوادث طبیعی مثل زلزله میتواند عامل فشار بر شما باشد.
در حقیقت عذاب کشیدن ما به چند دلیل است که با برخورد صحیح با این دلایل میتوانیم تحمل خود را در مقابل فشارها بالا ببریم. ممکن است سوالی شکل بگیرد که اساسا چرا باید فشار را تحمل کرد! وقتی ما از فشار و حوادث صحبت میکنیم کنترلی بر آن نداریم و بهتر است اینطور گفت که انتخابی جز تحمل آن نداریم، اما شاید بهتر از این هم بتوان بیان کرد. نقص این تعریف اینجاست که اگر راهی جز تحمل نیست پس دیگر چه نیازی به برخورد با دلایل عذاب کشیدن از فشار است که مثلا تحمل ما زیاد شود در حالی که ما به هر حال تحمل خواهیم کرد. باید گفت موضوع مربوط است به پس از دوره فشار.
عتده ای که تحمل بیشتری داشته باشند همیشه آمادگی بالاتری برای پایان دوره فشار دارند. افرادی که به هر ترتیب تسلیم فشار بشوند و ضمن عذاب کشیدن نتوانند با فشار مقابله کنند شاهد سیر صعودی عذاب کشیدن خود خواهند بود. اما تحمل فشار رفته رفته از عذاب کشیدن کاهش میدهد تا جایی که ممکن است شما حتی در شرایط فشار مسلط به شرایط باشید. در برخی عرفان ها از آن به عنوان رضا یاد میشود. یعنی شما تحت فشار و نامناسب ترین شرایط رضایت کامل از شرایط محیط دارید و مانعی بر سر راه خود مشاهده نمی کنید.
بنابراین از آنجا که همیشه الویت بحث های ما بر سر در مسیر باقی مانند و به سمت هدف رفتن است، اینجا همین شرح شفاف کننده لزوم تحمل فشار و پشت سر گذاشتن دوران آن است.
دلایل متعددی برای عذاب کشیدن از فشار ها وجود دارد، که چند مورد آن بسیار مهم و حساس هستند:
نیاز
اولین و مهمترین دلیل عذاب کشیدن در شرایط فشار، تامین نشد یک یا چند نیاز ما می باشد. بنابراین باید روشی یافت که یا آن نیاز را رفع کرد یا اساسا خود را نسبت به آن موارد بی نیاز کنیم! مثلا در مورد تحریم ورود بنزین یک کشور، آن کشور یا باید خودش را از واردات بنزین بی نیاز کند یا راه و روشی برای قاچاقی وارد کردن آن پیدا کند.
از مثال های شخصی هم میتوان به مسئله ای مانند اعتیاد اشاره داشت که قطعا در صورت فراهم نبودن شرایط این دسته افراد عذاب فراوان خواهند کشید که راه آن یا تامین نیاز به شکل مخقی است یا تمرین و حذف این نیاز است.
دلبستگی
نیاز هر چند مهمترین دلیل عذاب کشیدن در شرایط فشار است، اما حل کردن آن آسان تر از مورد دلبستگی است. دلبستگی میتواند به هر شکل باشد. در مثال شخصی اعتیاد، بخش نیاز را میتوان به سادگی حذف کرد با کمک دارو اما بخش دلبستگی به مواد مخدر چیزی نیست که بتوان به سادگی آن را حذف کرد. همینطور در مورد جوامع شاید بتوان یک کالای تحریمی را در داخل تولید کرد و حذف نیاز واردات کرد، اما اگر در جامع دلبستگی به نمونه خارجی کالا باشد، حذف دلبستگی کار بسیار مشکلی است. بنابراین دلبستگی و نیاز به هم گره خورده اند، نیاز در الویت است اما حذف دلبستگی دشوار تر.
هوس
ناپسند ترین دلیل عذاب کشیدن از فشار، هوس است. به این ترتیب که شما در زمان فشار هر چند نیاز و دلبستگی خود را حذف کرده اید اما ناگهان هوس میکنید بر خلاف جهت فشار کاری بکنید و به علت جریان فشار نمی توانید و این موجب عذاب شما میشود. خوشبختانه این صفت ناپسند با خودسازی قابل دفع است و میتوان از آن خلاص شد.
ناامیدی
آخرین دلیل که بهش پرداخت میکنیم نا امیدی یا همان امید است. نداشتن امید به پایان دوره فشار موجب میشود شما عذاب بیشتری از فشار بکشید. با تقویت امید حتی گاهی پیش از پایان دوره فشار میتوان از عذابی که از فشار میکشیدیم کاملاً رها شویم. همانطور که امام علی فرموده است نا امیدی بزرگترین گناه است.
صد البته انبوه دلایل دیگر را در این رابطه میتوان فهرست نمود، اما پرداخت به دلایل بالا خود میتواند تحمل ما را بر شرایط فشار چند برابر نماید. البته تمرینات زیادی لازم است و کار به این سادگی ها هم نیست.











































۱۲:۱۱ ق.ظ در تیر ۷م, ۱۳۸۹
سلام
می بینم که مارو لینک کردی!!!
یکی از دلایل تحمل فشار هم اجباره….
تا وقتی مجبور نشی حالا تحت هر شرایطی بنا به هر دلیلی این مواردی که گفتی پیش نمیاد
اینجا خبری از طنز نیست…فقط تلخه…
هر چه گویی سخنت شیرین است