<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>Negar.Int</title>
	<atom:link href="http://www.negar-int.ir/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.negar-int.ir</link>
	<description>انتشار و گسترش طرح ها / بیان مواضع و نظرات / اخبار و اطلاعات / ارتباط مستمر و نزدیک</description>
	<lastBuildDate>Mon, 16 Aug 2010 13:59:56 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>اسباب کشی به ۷</title>
		<link>http://www.negar-int.ir/1389/aims/%d9%88%d9%82%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%da%a9%d8%b4%db%8c-%d8%a8%d9%87-7-%d8%b4%d8%af%d9%87</link>
		<comments>http://www.negar-int.ir/1389/aims/%d9%88%d9%82%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%da%a9%d8%b4%db%8c-%d8%a8%d9%87-7-%d8%b4%d8%af%d9%87#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 16 Aug 2010 13:58:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>م.ابوعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار و اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[مواضع و نظرات]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم عامل]]></category>
		<category><![CDATA[نیاز]]></category>
		<category><![CDATA[ویندوز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negar-int.ir/?p=110</guid>
		<description><![CDATA[پس از آنکه در مقطعی که وقت آزاد زیادی داشتم، مدتی هست که کمتر میتونم مطلب بنویسم، اما تصمیم گرفتم یک تذکر به برخی افراد که هنوز به ویندوز 7 اسباب کشی نکرده اند بدهم. همان روزی که مقاله ویکی در مورد ویندوز 7 را نوشتم، اطمینان داشتم کاربران زیادی پیدا خواهد کرد و رقیب مناسب xp پا به میدان گذاشته است. پس از گذشت مدت زمانی و البته به دست آمدن بسته های به روز رسانی آن روشن شد این پیش بینی کاملا درست بوده است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><strong>پس </strong></span>از آنکه در مقطعی که وقت آزاد زیادی داشتم، مدتی هست که کمتر میتونم مطلب بنویسم، اما تصمیم گرفتم یک تذکر به برخی افراد که هنوز به ویندوز ۷ اسباب کشی نکرده اند بدهم. همان روزی که مقاله ویکی در مورد ویندوز ۷ را نوشتم، اطمینان داشتم کاربران زیادی پیدا خواهد کرد و رقیب مناسب xp پا به میدان گذاشته است. پس از گذشت مدت زمانی و البته به دست آمدن بسته های به روز رسانی آن روشن شد این پیش بینی کاملا درست بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;"><span id="more-110"></span></p>
<p style="text-align: justify;">توصیه من به دوستانی که هنوز در ویندوزهای قدیمی تر کار میکنند این است که هر چه سریعتر با نصب این سیستم عامل، خود را به غاقله برسانند، تا در زمان انتشار ویندوز ۸ دچار یک سردرگمی شدید نشوند. سرعت به روز رسانی سیستم عامل ها هم داره بالا میره تا جایی که شاید در آینده هر چند ماه یک بار یک نسخه جدید از سیستم عامل ارائه شود.</p>
<p style="text-align: justify;">به همین دلیل اگر ما مقطعی از حرکت پا به پا غافل شویم ناگهان خود را چند قدم عقب تر خواهیم دید و دیگر نرم افزارهای روز روی سیستم عامل ما جواب نخواهند داد. و به این ترتیب رایانه ما تقریباً از کار افتاده خواهد شد. پس پیش به سوی ویندوز ۷ .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negar-int.ir/1389/aims/%d9%88%d9%82%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%da%a9%d8%b4%db%8c-%d8%a8%d9%87-7-%d8%b4%d8%af%d9%87/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>میزبان رایگان تصاویر شما</title>
		<link>http://www.negar-int.ir/1389/projects/%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%b1-%d8%b4%d9%85%d8%a7</link>
		<comments>http://www.negar-int.ir/1389/projects/%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%b1-%d8%b4%d9%85%d8%a7#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Jul 2010 00:35:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>م.ابوعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار و اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[دست آوردها]]></category>
		<category><![CDATA[طرح ها]]></category>
		<category><![CDATA[افتتاح]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[وب مستر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negar-int.ir/?p=105</guid>
		<description><![CDATA[در اینترنت این روزها هر کاربر غیر از استفاده از محتوای تولید شده توسط دیگران، خود یک تولید کننده محتوا نیز می باشد. شاید جزو گسترده ترین قالب های محتوا در اینترنت قالب گرافیکی و همان تصاویر میباشد. ضمن اینکه ایجاد گالری رایگان این روزها فقط مختص عکاسان یا نقاشان نیست و مثلا یک دوست دار تجهیزات شکار، گالری عکسی از تصاویر مربوط تهیه میکند، یا یک طبیعت گرد از منظره های طبیعی مورد علاقه اش آرشیو تصویری تهیه میکند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a title="آپلود عکس" href="http://redhue.ir/"><img class=" alignright" style="border: 0pt none;" src="http://redhue.ir/images/62675238488299139759.png" border="0" alt="" width="120" height="113" /></a></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">در اینترنت این روزها هر کاربر غیر از استفاده از محتوای تولید شده توسط دیگران، خود یک تولید کننده محتوا نیز می باشد. شاید جزو گسترده ترین قالب های محتوا در اینترنت قالب گرافیکی و همان تصاویر میباشد. ضمن اینکه ایجاد گالری رایگان این روزها فقط مختص عکاسان یا نقاشان نیست و مثلا یک دوست دار تجهیزات شکار، گالری عکسی از تصاویر مربوط تهیه میکند، یا یک طبیعت گرد از منظره های طبیعی مورد علاقه اش آرشیو تصویری تهیه میکند.</p>
<p style="text-align: justify;">از این رو وجود سایت هایی که به رایگان خدمات میزبانی تصاویر را میدهند، بسیار ارزشمند می باشد. متاسفانه مانند بسیاری از دیگر نیازها که باید پیش از شکل گیری برایش تدبیری اندیشیده شود، در این مورد نیز محیط وب فارسی عقب مانده است.</p>
<p style="text-align: justify;"><span id="more-105"></span></p>
<p style="text-align: justify;">عقب ماندگی در این عرصه و مراجعه کاربران به سایت های غیر فارسی ارائه کننده خدمات، با توجه ضوابط متفاوت اجتماعی آن سایت ها، موجب انتقال فرهنگ های ناخوشایندی شد. با اقدام سیستم نظارت اینترنت از داخل کشور دسترسی به اکثر این سایت ها محدود شد، اما همچنان کسی این میان به فکر رفع نیاز یک سایت ارائه دهنده خدمات در زمینه میزبانی تصاویر برای کاربران فارسی زبان اینترنت نبود.</p>
<p style="text-align: justify;">سایت <a title="RedHue" href="http://www.redhue.ir">RedHue</a> پیرو همین ایده شکل گرفته است. هم اکنون سایت های مختلفی تلاش دارند خود را به عنوان یک آپلود سنتر امن به کاربران معرفی کنند، اما اگر یک بار به سایت <a title="RedHue" href="http://www.redhue.ir/">RedHue </a>مراجعه کنیم، متوجه خواهید شد که در حقیقت دیگر سایت ها بسیار عقب هستند. البته این در حالی است که خود سایت <a title="RedHue" href="http://www.redhue.ir/">RedHue</a> نیز از استانداردهای مورد نظر به طور کامل برخوردار نمی باشد. البته با توجه به نوپا بودن این سایت، هنوز برای خرده گرفتن به آن زود است.</p>
<p style="text-align: justify;">از جمله سیستم های جالب این سایت ایجاد بخش توسعه سایت است، که در آن ضمن شرح برنامه ها و درصد پیشرفت، به شکل نوینی کاربران را جهت توسعه به مشارکت گرفته است:</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://localhost/NC/redhue_1__3/css/webs.html">وب مسترها</a> ♦ <a href="http://localhost/NC/redhue_1__3/css/banlo.html">طراح و گرافیست</a> ♦ <a href="http://localhost/NC/redhue_1__3/css/blogs.html">وبلاگ نویسان</a></p>
<p style="text-align: justify;">به نظر میرسد اگر آنطور که برنامه ریزی شده، حمایت کاربران شامل حال این سایت شود، در مسیر خوبی قرار خواهد گرفت و ضمن ارتقا کیفیت خدمات این سایت میتواند به گسترش پروژه های مشابه نیز امیدوار بود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negar-int.ir/1389/projects/%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%b1-%d8%b4%d9%85%d8%a7/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اسکریپت تایپ تیتر</title>
		<link>http://www.negar-int.ir/1389/produced/%d8%a7%d8%b3%da%a9%d8%b1%db%8c%d9%be%d8%aa-%d8%aa%d8%a7%db%8c%d9%be-%d8%aa%db%8c%d8%aa%d8%b1</link>
		<comments>http://www.negar-int.ir/1389/produced/%d8%a7%d8%b3%da%a9%d8%b1%db%8c%d9%be%d8%aa-%d8%aa%d8%a7%db%8c%d9%be-%d8%aa%db%8c%d8%aa%d8%b1#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 04 Jul 2010 23:20:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>م.ابوعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دست آوردها]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش]]></category>
		<category><![CDATA[اسکریپت]]></category>
		<category><![CDATA[جاوا]]></category>
		<category><![CDATA[وب مستر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negar-int.ir/?p=75</guid>
		<description><![CDATA[امشب تصمیم گرفتم تا یکی از اسکریپت هایی که شاید بسیار جالب توجه هست و حالت رسمی به صفحات وب میدهد، را شرح بدم. البته منظورم این نیست که من طراح آن هستم به هر حال ترکیب توابع در جاوا اسکریپت یک خروجی میدهد. اما ابتکار عمل در استفاده آن به شکل مجزا شاید از ابتکارات بنده باشد که نمونه اون را هم در سربرگ همین سایت مشاهده میکنید هم در مجموعه نگار.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">
<p>امشب تصمیم گرفتم تا یکی از اسکریپت هایی که شاید بسیار جالب توجه هست و حالت رسمی به صفحات وب میدهد، را شرح بدم. البته منظورم این نیست که من طراح آن هستم به هر حال ترکیب توابع در جاوا اسکریپت یک خروجی میدهد. اما ابتکار عمل در استفاده آن به شکل مجزا شاید از ابتکارات بنده باشد که نمونه اون را هم در سربرگ همین سایت مشاهده میکنید هم در <a href="http://www.negarclubs.ir">مجموعه نگار</a>.</p>
<p style="text-align: justify;">در سایت های خبری از مدل های مختلف اسلایدر ها و تایپر های خودکار جهت نمایش آخرین تیتر های خبری استفاده میشود، همچنین در برخی سایت ها برای نمایش آخرین اخبار یا مثلاً نرخ معاملات بازار بورس. اما در یک وبلاگ ساده هم میتوان از این دست اسکریپت ها بهره گرفت آن هم نه برای اعلام خبر آغاز جنگ جهانی سوم، بلکه برای همین خوش آمد گویی ساده و گفتگویی با مخاطب که البته به علت نحوه نمایش جملات مطمئن باشید مخاطب چشم به آن دوخته و مطالعه اش خواهد کرد.</p>
<p><span id="more-75"></span></p>
<p style="text-align: justify;">البته اینجا من هسته اسکریپت را ارائه میکنم، اگر کمی خوش فکری به خرج دهید میتوانید از آن برای نمایش لینک ها، آخرین ارسال ها و &#8230; نیز استفاده کنید.</p>
<p>اما بریم سراغ کد:</p>
<p style="text-align: justify;">این کد جاوا اسکریپت هست و سازگار با هر نوع سایت / وبلاگ به شرط مجاز بودن استفاده از جاوا اسکریپت در آن. ابتدا باید قالبی برای کدمون تعریف کنیم که پیش از تگ به این شرح واردش میکنیم:</p>
<blockquote><pre class="brush:css">
<style type="text/css">
.hidden {DISPLAY: none}
.shown {}
.creditline {FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: 8pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 12px; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-DECORATION: none}
A.tickl {FONT-SIZE: 11px; COLOR: #000000; LINE-HEIGHT: 12px; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-DECORATION: none}
A.tickl:hover {COLOR: #000000; TEXT-DECORATION: none}
A.ticktitle {FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: 11px; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 12px; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-DECORATION: none}
A.ticktitle:hover{COLOR: #0000b3; TEXT-DECORATION: underline}
</style>
</pre>
</blockquote>
<p>البته اگر شما از فایل css. برای استایل خود استفاده کرده اید، میتوانید استیل ها را آنجا وارد کنید.</p>
<p>مثل اکثر اسکریپت های خودکار، باید در تگ بدنه به شکل زیر تابعی را فراخوانی کرد:</p>
<blockquote><pre class="brush:xml">
body onload="CC_Message()"
</pre>
</blockquote>
<p>در محلی هم که قرار است خروجی نمایش داده شود کد زیر را وارد میکنیم:</p>
<blockquote><pre class="brush:javascript">
<table bgcolor="white" border="0" cellpadding="0" cellspacing="0" width="100%">
<tbody>
<tr>
<td dir="rtl">
<a class="tickl" id="tickerAnchor" href="?"></a></td>
</tr>
</tbody>
</table>

<script language="JavaScript" type="text/javascript">
  	<!--
    // Ticker startup
    function startTicker()
    {
                // Define run time values
        theCurrentStory     = -1;
        theCurrentLength    = 0;
        // Locate base objects
        if (document.getElementById) {	
            theAnchorObject     = document.getElementById("tickerAnchor");
            runTheTicker();   	
        } else {
            document.write("
<style>.ticki{display:none;}.ticko{border:0px; padding:0px;}</style>

");
            return true;
        }
    }
    // Ticker main run loop
    function runTheTicker()
    {
	var myTimeout;  
	// Go for the next story data block
	if(theCurrentLength == 0)
	{
		theCurrentStory++;
		theCurrentStory      = theCurrentStory % theItemCount;
		theStorySummary      = theSummaries[theCurrentStory].replace(/&quot;/g,'"');		
		theTargetLink        = theSiteLinks[theCurrentStory];
		theAnchorObject.href = theTargetLink;
        theAnchorObject.setAttribute('target', '_blank');
	} else if (theCurrentLength >= maxLength){
		//if the maximum display length is exceeded,
		//we need to remove characters from the front
                //of the title....this creates the scrolling
		//effect
	        chopFrontChars++;
        }
	// Stuff the current ticker text into the anchor
	theAnchorObject.innerHTML = theStorySummary.substring(chopFrontChars,theCurrentLength) + whatWidget();
	// Modify the length for the substring and define the timer
	if(theCurrentLength != theStorySummary.length)
	{
		theCurrentLength++;
		myTimeout = theCharacterTimeout;
	}
	else
	{
		theCurrentLength = 0;
		chopFrontChars = 0;
		myTimeout = theStoryTimeout;
	}
	// Call up the next cycle of the ticker
	setTimeout("runTheTicker()", myTimeout);
    }
    // Widget generator
    function whatWidget()
    {
	if(theCurrentLength == theStorySummary.length)
	{
		return theWidgetNone;
	}
	if((theCurrentLength % 2) == 1)
	{
		return theWidgetOne;
	}
	else
	{
		return theWidgetTwo;
	}
    }
    // Main body of the javascript code
    var theCharacterTimeout = 110;
    var theStoryTimeout     = 3200;
    var theWidgetOne        = "&nbsp;&#9632;";
    var theWidgetTwo        = "";
    var theWidgetNone       = "";
    var maxLength           = 150;
    var chopFrontChars      = 0;
    var theSummaries = new Array();
    var theSiteLinks = new Array();

    theSummaries[0] = "نخستین پیام";
    theSummaries[1] = "جمله دوم";
    theSummaries[2] = "متن آزمایشی";

    var theItemCount = 3;
            startTicker();
          //-->
  </script>
</pre>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">البته مواردی مثل، کاراکتر لغزان، سرعت تایپ و رنگ بندی + &#8230; همگی از مواردی است که در اسکریپت بالا قابل ویرایش و تنظیم است. به علت نداشتن وقت کافی و البته طولانی شدن مطلب من شرحشون ندادم، اما اگر نیازمند راهنمایی بودید بپرسید تا بیان کنم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negar-int.ir/1389/produced/%d8%a7%d8%b3%da%a9%d8%b1%db%8c%d9%be%d8%aa-%d8%aa%d8%a7%db%8c%d9%be-%d8%aa%db%8c%d8%aa%d8%b1/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگرش فرهنگی به پوشش</title>
		<link>http://www.negar-int.ir/1389/aims/%d9%86%da%af%d8%b1%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d9%88%d8%b4%d8%b4</link>
		<comments>http://www.negar-int.ir/1389/aims/%d9%86%da%af%d8%b1%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d9%88%d8%b4%d8%b4#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Jun 2010 21:35:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>م.ابوعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مواضع و نظرات]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخچه]]></category>
		<category><![CDATA[تمدن]]></category>
		<category><![CDATA[تهاجم]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[صفویه]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[مواضع]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negar-int.ir/?p=68</guid>
		<description><![CDATA[
یکی از دوستان (محمد ) اصرار  داشتن با توجه به مسائل جاری در مورد طرح حجاب و برخی حواشی آن بنده مطلبی  در این مورد نوشته و نظر خودم را بیان کنم، البته به علت نداشتن اطلاعات  کافی بنده قصد ورود به این مبحث را نداشتم تا این که طی هفته گذشته [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><img class="alignright" src="http://redhue.negar-int.ir/images/61411817811216239953.jpg" alt="" width="284" height="217" /></div>
<p style="text-align: justify;">یکی از دوستان (محمد <img src="http://www.negarclubs.ir/images/smilies/19.gif" alt="" />) اصرار  داشتن با توجه به مسائل جاری در مورد طرح حجاب و برخی حواشی آن بنده مطلبی  در این مورد نوشته و نظر خودم را بیان کنم، البته به علت نداشتن اطلاعات  کافی بنده قصد ورود به این مبحث را نداشتم تا این که طی هفته گذشته اصرار  چند دوست دیگر موجب شد تا نهایتاً تحقیقاتی داشته باشم و مطلب زیر حاصل این  تحقیقات است که نظرات بنده را نیز شامل میشود، امیدوارم آنطور که باید  مورد توجه دوستان قرار گرفته و بتواند ضمن رشد اطلاعات خوانندگان تحولی در  نگرش ایشان پدید آورده و حداقل عده ای را برای یک تحول فرهنگی همراه سازد.</p>
<p style="text-align: justify;"><span id="more-68"></span></p>
<p style="text-align: justify;">یابنی ادم قد انزلنا علیکم لباسا یواری  سواتکم وریشا و لباس التقوی ذلک من ایات ال&#8230; لعلهم یذکرون  (اعراف ۲۶)</p>
<p style="text-align: justify;">ای فرزندان عالم برای شما لباسی فرستادیم  که شما را می پوشاند و لباس زینت و لباس تقوی، این بهتر است این آیات  خداست شاید ایشان اندرز گیرند.</p>
<p style="text-align: justify;">کلمه  ی لباس از مصدر لبس که در عربی به معنای (شبهه و اشکال و عدم وضوح) امده  است . (المنجد) که در ذهن این معنی را می رساند که وسیله ایست برای از نظر  دور داشتن شکل اصلی بدن و تغییر شکل دادن ان و ان را به شکل و گونه ای دیگر  در اوردن و وسیله ایست برای از بین بردن وضوح و مشخصات بدن که این کلمه در  فارسی واژه های پوشش، تن پوش و پوشاک را تداعی می کند که با فعل پوشیدن و پوشاندن  به کار می بریم که مقصود همان پوشاندن تن و ننمایاندن آن است که برای هر طبقه ای قابل فهم است و منشا  اصلی پیدایش لباس ضمن محفوظ ماندن از سرما و گرما و عوامل طبیعی، عفت،  پرهیزگاری، زیبا و با وقار بودن است.</p>
<p style="text-align: justify;">اینکه انسان چه بپوشد و چگونه  بپوشد بستگی به فرهنگ و جهان بینی جامعه ای دارد که در آن زندگی می کند.  باید دید فرهنگ آن جامعه جهان را به چه معنا می داند؟ افراد انسان را چگونه  موجودی می شناسد؟ و چه سر نوشتی را برای آنها تصور می کند.</p>
<p style="text-align: justify;">لباس هر  انسان پرچم کشور وجود اوست. پرچمی است که او بر سر در خانه ی وجود خود نصب  کرده است و با آن اعلام می کند که از کدام فرهنگ تبعیت می کند. همچنان که  هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود، اعتقاد خود را به هویت ملی و  سیاسی خود ابراز می کند هر انسان نیز مادام که به یک سلسله ارزش ها و بینش  ها معتقد و دل بسته باشد، لباس متناسب با آن ارزش ها و بینشها را از تن به  در نخواهد کرد. قبل از گسترش فرهنگ منحط غربی صرف نظر از اختلاف ظاهری و  البسه اقوام مختلف بشر، لباسهاس گوناگون وجه اشتراک داشتند که ان خاصیت  پوشیدگی آنهاست اما در پس گسترش فرهنگ استعماری، لباس ابزاری شد برای امیال  شیطانی بشر نظیر خود نمایی، حسادت، رقابت، جاه طلبی و سلطه بر دیگران و با  استفاده از ابزار <strong>مد </strong>انسان  اسیر مطامع موسسات استعماری گردید که برای سود بیشتر هر روز او را به بازی  می گیرند و آنچه از بین رفته است انسانیت است و بس.</p>
<p style="text-align: justify;">جدا از صرفه  اقتصادی القای این فرهنگ در جوامع تحت سلطه فرهنگی، ایجاد یک دغده فکری  جدید برای انسان ها، مثلا اینکه امسال چه رنگی مد است؟ را به دنبال دارد که  نهایتاً فراغت فکری را از افراد این جوامع سلب میکند. به این ترتیب این  جوامع اگر اسیر این دغدغه های فکری بشوند رفته رفته از اندیشه به مسائل مهم  تر باز می مانند.</p>
<div style="text-align: justify;"><a href="http://redhue.negar-int.ir/"></a></div>
<p style="text-align: center;"><img src="http://redhue.negar-int.ir/images/60542152784246855004.jpg" alt="" /></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">در  جامعه ای که ارزشهای والای معنوی و انسانی بی اعتبار باشد و عالم درون  انسان حیثیت و معنایی مستقل از نمایش ها و جلوه های بیرونی نداشته باشد  قهرا شخصیت انسان به کلی بر پایه ی توجه دیگران و اظهار نظر انان در باره  وی شکل می گیرد. پیداست که افراد در چنین جامعه ای سعی می کنند با هر وسیله  ای و از جمله با لباسی که به تن می کنند برای خود نوعی تشخیص و تعین ایجاد  کنند که نمونه ی این طرز فکر غلط را متاسفانه در جامعه خودمان نیز شاهد  هستیم.</p>
<p style="text-align: justify;">در فرهنگ اسلامی از لباسی که برای شهرت و خودنمایی پوشیده  شده باشد مضموم دانسته و نکوهش شده است. از حضرت حسین ابن علی (ع) روایت  کردند که:</p>
<p style="text-align: justify;">من لبس ثوبا شهره  کساه الله یوم القیامت ثوبا من نار</p>
<p style="text-align: justify;">هر کس برای مشهور شدن لباس به تن کند، خدا در قیامت جامه  ای از آتش بر او می پوشاند.</p>
<p style="text-align: justify;">و این حدیث زیبای امام صادق (ع)  را آویزه ی گوش قرار دهیم که می فرمایند:</p>
<p style="text-align: justify;">بهترین لباس تو آن لباسی  است که تو را از یاد خدا و انجام وظایف لازم مانع نشود. بلکه تو را به یاد و  سپاسگزاری و اطاعت پروردگار متعال نزدیک کند. و تو را واندارد به خودبینی و  خود نمایی در زینت دادن به خود، افتخار کردن و خودستایی، زیرا این ها همه  از آفات دینی و سبب قساوت و تیره بودن قلب است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>● تاریخچه لباس</strong></p>
<p style="text-align: justify;">بشر  از زمان های بسیار دور برای رفع نیاز خود به پوشش، به فکر استفاده از  امکانات محیط افتاد و پس از شناخت نحوه ی استفاده از امکانات آن به تدریج  در نوع پوشش خود تغییراتی به وجود آورد تا این که پس از گذشت سالیان  متمادی، لباس به معنای امروزی و با فرم های مناسب ابداع شد.</p>
<p style="text-align: justify;">در طول  تاریخ تقریبا طولانی ابداع لباس، عوامل متعددی در تحول آن دخالت داشته است  که به طور خلاصه به شرح زیر است.</p>
<div style="text-align: justify;">♦ دوره اول ♦</div>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">دراپه (drope) یا لباس های مواج که از پیچیدن پارچه به  دور بدن تشکیل میشد، لباس های شانتی (shenti) مصری که به صورت لنگ به دور  کمر می پیچیدند، هیماسیون (himaticn ) یونانی که به صورت چادر شب استفاده  می شد. و پارئیو (poreo) تاهیتی نیز که یک تکه پارچه به صورت لنگ بود،  نمونه ی لباس های این دوره هستند.</p>
<div style="text-align: justify;">♦ دوره ی دوم ♦</div>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">لباسهای دوخته یک پارچه از یک تکه پوست یا پارچه تشکیل  می شد که این نوع لباس در وسط به صورت یک حلقه ی باز شده و از یک طرف بدن  گذشته و بر روی شانه در طرف دیگر بدن قرار می گرفت. مانند: پانچو (poncho).  این نوع لباس ها به دو دسته تقسیم می شدند، یک دسته لباس دوخته ی بسته که  از چندین عرض چارچه ی نازک تشکیل شده و به دور بازوان پیچیده می شد. دسته ی  دیگر لباس های دوخته ی باز بود که از طول پارچه استفاده می شد. بدین طریق  که پارچه را از طول روی هم جمع می کردند و بر روی لباس های دیگر می پوشیدند  و لباس در قسمت جلو به صورت ضربدر روی هم قرار می گرفت. مانند کفتان  (caftan ) اسپانیایی.</p>
<div style="text-align: justify;">♦ دوره ی سوم  ♦</div>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">در  این دوره لباس های پوستی بیشتر مورد استفاده قرار می گرفت و به این صورت  بود که این لباس به وسیله ی یک بند یا نوار چرمی به پاها وصل می شد. این  لباس در طول زمان تغییرات بسیاری کرد و به شلوار چادر نشینان و اسب سواران  صحرا نشین، چابک سواران و لباس های پوستی اسکیموها تبدیل شد.</p>
<div style="text-align: justify;">♦ دوران جدید ♦</div>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">لباس های این دوره از ترکیب  لباس های ۳ دوره ی قبل به وجود آمد. به طوری که لباس های این سه دوره هیچ  کدام جانشین دیگری نبوده و در طول زمان برهم منطبق نشدند. ولی در نقاط  مختلف جهان از قدیمی ترین روزگاران به وسیله ی افراد مختلف شباهت هایی در  آنها به وجود آمده است.</p>
<p style="text-align: justify;">● <strong>تاثیر عوامل مختلف بر روی لباس</strong></p>
<p style="text-align: justify;">♦ تغییرات اقلیمی</p>
<p style="text-align: justify;">آب و هوا یکی از عوامل مهم بروز  تمدن، اختراعات و ابتکارات بشر است. این عامل در مورد انسان هایی که در  مناطق حاره ای زندگی می کردند تاثیر چندانی نداشته است. زیرا انان به علت  شرایط آب و هوایی خاص، دیرتر متوجه ضرورت استفاده از لباس شده اند. اما در  مناطق سردسیر، این نیاز برای بشر جنبه ی حیاتی داشته است.</p>
<p style="text-align: justify;">انسان  هایی که در مناطق معتدل زندگی می کردند، به علت تغییر هوا در فصول مختلف  مجبور به استفاده از لباس مناسب همان فصل بوده اند، آب و هوای اروپا و آسیا  به علت سردی و گرمی آن سهم مهمی در تحول لباس در مناطق بین النهرین و  ایران داشته است. آب و هوا و موقعیت جغرافیایی نیز در نوع لباس مورد  استفاده تاثیر داشته است. به طور مثال لباس مردم هند هنوز به صورت دراپه  باقی مانده است و تغییر و تحول خاصی در آن به وجود نیامده است.</p>
<p style="text-align: justify;">♦ عامل سیاسی</p>
<p style="text-align: justify;">عوامل موثر دیگر در تحول لباس کار،  حرفه و بروز جنگ ها بوده است. به طور مثال، حرفه های مختلف هر کدام دارای  لباس های مخصوص به خود بوده است (لباس شکار، اسب سواری، جنگ و غیره) در جنگ  بین کشور ها و ملل مختلف طرف مغلوب مجبور به فرا گرفتن کلیه آداب و رسوم و  هنر و مذهب به طرف فاتح بوده است و ملل ضعیف به ناچار باید سبک های هنری و  شیوه های زندگی ملل غالب را مورد تقلید قرار دهند. در هنگام عظمت و قدرت  فرانسه، صنایع و هنر و آداب این ملت الگوی سایر ملل قرار می گرفته است و در  حال حاضر اکثر مردم دنیا تقلید از مدل های فرانسوی لباس را بر سایر مدل ها  ترجیح می دهند. پس از حمله ی اسکندر به ایران و در زمان های پادشاهی پارت  ها نفوذ عمیق هنر یونانی بر هنرمندان آن زمان، تمییز آثار هنری آنها از  کارهای یونان مشکل به نظر می رسد.</p>
<p style="text-align: justify;">لباس ایرانیان نیز از این تاثیر  بر کنار نماند و دامنه ی این نفوذ تا ظهور دولت ساسانی ادامه یافت. شاید  بتوان مشکلات فعلی جامعه را در پوشش نیز به همین مسئله نسبت داد و گفت  سردرگمی سیاسی از نظر فرهنگی در کشور موجب شده از سویی غرب گرایی و عرب  دوستی رونق پیدا کند و از طرفی غرب ستیزی و عرب ستیزی افراطی به شکلی که  برخی تشابهات فرهنگی در پوشش که متعلق به خود ایران زمین بوده است نیز تنها  به گناه شباهت به یک پوشش غربی یا عربی مورد غضب واقع شود.</p>
<p style="text-align: justify;">یک  بررسی ویژه لازم است تا تفکیک پوشش ایرانی از مدل های غربی و عربی صورت  پذیرد تا با روشن بودن الگو ها، سردرگمی اجتماعی رفع گردد، قطعا در آن زمان  میتوان در مورد افرادی که گرایشاتی به پوشش های غیر ایرانی دارند تصمیمات  مناسب تری گرفت.</p>
<p style="text-align: justify;">♦ عوامل فرهنگی</p>
<p style="text-align: justify;">در بین  دوران های تاریخی، دوره ی صفویه را به دلیل روابط اقتصادی با اروپا نقطه ی  آغازین نفوذ فرهنگی اروپاییان در ایران نامیده اند. اما به دلیل مقاوت  ایرانیان در مقابل این نفوذ، دوره ی صفویه را می توان عهد پایداری فرهنگ و  تا حدی صدور فرهنگ نیز نامید زیرا در همین دوره عده ای از جهان گردان و از  جمله تاورنیه  شاردن، رابرت شرلی و پادشاه سیامف به دلیل این که ایرانیان  را مردمی پیشرفته، متمدن، ثروتمند، صاحب فضیلت و هنر های گوناگون می  دانستند لباس به سبک ایرانی می پوشیدند.</p>
<p style="text-align: justify;">دوره صفویه از جهاتی بسیار  شباهت به جمهوری اسلامی و حکومت فعلی ایران دارد، از جمله دین محوری حکومت  به شکل اجتماعی نه خلافتی. همینطور تلاش برای مقابله با هجوم فرهنگی که  شاید آن روز ها نخستین حمله های فرهنگ غرب به ایران آغاز شد که البته باید  اعتراف کرد مستحکم ترین دوره تاریخی ایران از نظر فرهنگی دوران صفویه بوده  است، اکثر آثار هنری ما مربوط به همین دوره می باشد در حالی که شاهد حضور  اروپاییان برای نخستین بار در ایران بوده ایم.</p>
<p style="text-align: justify;">همینطور از نظر پوشش  مقاومت خوبی وجود داشته تا جایی که نه تنها تغییری در پوشش مردم ایران شکل  نگرفت بلکه به علت همین مقاومت طبق اسناد تاریخی عده ایی از جهان گردان و  از جمله تاورنیه  شاردن، رابرت شرلی و پادشاه سیامف پوشش ایرانی داشتند. در  حقیقت ما در دوره صفویه ضمن مقابله با هجوم فرهنگ غربی فرهنگ خود را نیز  گسترش داده و به دیگران منتقل نموده ایم.</p>
<p style="text-align: justify;">به نظر میرسد جمهوری  اسلامی نیز با توجه به شباهات فراوان به حکومت صفویه (تا جایی که بسیاری  انقلاب ما را بازگردانی حکومت صفویه میدانند) فرصت آن دست داده است که بار  دیگر هنر و فرهنگ ایرانی از جمله پوشش ایرانی را به جهانیان ارائه کرد. از  نظر مذهبی هم باید گفت پوشش ایرانی کاملا اسلامی است. یعنی هماهنگ با مذهب  اکثریت مردم ایران، حتی قدیمیترین آثار تاریخی ایرانی از جمله تخت جمشید هم  عاری از اصول خلاف توصیه های پوششی اسلامی است! در هیچ یک از کاخ ها و قصر  های پیش از اسلام، در ایران از البسه به عنوان ابزار خودنمایی استفاده  نمیشده است، البته قطعا در آن دوره هم در جامعه افرادی بوده اند که لباس را  ارزش می پنداشتند اما اکثریت جامعه ایران، با توجه به اندیشه محور بودنش،  خود به آنچه اسلام به پیروانش توصیه کرده از پیش معتقد بوده است و اسلام در  این میان شفاف کننده مسئله بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;">♦ عوامل  اقتصادی</p>
<p style="text-align: justify;">اقتصاد، یکی از عواملی است که در هر جامعه نقش بسیار  فعالی ایفا میکند، به طور مثال در اروپا با آن که صنعت رشد کرده و بسیاری  از مسایل موجود در جامعه ی آن زمان را تغییر اساسی داده است، ارزشها و سنت  های پیشین کمابیش حفظ می شد. اما ایرانیان تحت تاثیر نفوذ غرب اروپایی شدن  را ترجیح داده و به جای بازسازی و نوسازی چهارچوب اقتصادی جامعه با پوشیدن  لباس به سبک اروپایی به شکل های ظاهری متمدن و صنعتی شدن گرایش پیدا کردند.  همچنین علل اقتصادی می تواند مانع نفوذ یک مد جدید از جامعه ای به جامعه ی  دیگر شود. به طور مثال دوره ساسانیان، به دلیل تولید زیاد پارچه، پوشاک  ایرانیان تنوع بیشتری پیدا کرد و تهیه کنندگان لباس ابداعات و ابتکارات  بیشتری را نشان دادند. در انگلستان در سال ۱۶۶۷ میلادی، برای جلوگیری از  ورود جوراب های ابریشمی زنانه ی فرانسوی حقوق گمرکی تا ۳۶۰% افزایش داده شد  و در فرنسه طبق فرمان ناپلئون به منظور توسعه و ترقی صنایع ابریشم، از  لباس های دوره های قبل که در دربار سلاطین مورد استفاده قرار می گرفت الهام  می گرفتند.</p>
<p style="text-align: justify;">♦ عوامل اجتماعی</p>
<p style="text-align: justify;">تغییراتی  که از یک قرن پیش بر روی لباس به وجود آمد، نه تنها با برش در مدل های  مختلف بلکه به نوع پارچه، جنس و رنگ آن نیز ارتباط داشته است و اطلاعات ما  در مورد لباسهای اولیه مردم ایران بیشتر از روی مجسمه هایی است که در حفاری  های مختلف به دست آمده است. هر کدام از این لباس ها تابع شرایط قومی،  جغرافیایی و بومی است. ایرانیان به دلیل ساخت دستگاه های بافت پارچه  باریشمی که دارای شهرت به سزایی در خاورمیانه نیز بود، انحصار تجارت این  نوع از پارچه را بین چین و مغرب زمین در دست داشتند، پارچه های ابریشمی  تولید شده در این سالها، معمولا دارای نقوش شلوغ و پرکار است و در رنگ های  متنوعی بافته شده است. با توجه به آنچه گفته شد تغییر و تحول لباس را می  توان در سه مرحله خلاصه کرد:</p>
<p style="text-align: justify;">مرحله ی اول<br />
شامل زمان های بسیار دور تا قرن چهاردهم است  که با وجود اختلاف موجود بین تمدن ها تغییرات بسیار کمی در لباس ها دیده می  شود و لباس ها خصوصیات قومی معینی ندارد و در طبقات مختلف اجتماعی به صورت  متحد الشکل و اغلب ساده بلند و دراپه است.</p>
<p style="text-align: justify;">مرحله ی دوم<br />
از قرن چهاردهم به بعد که لباس  ها به صورت کوتاه و چسبان تا قرن شانزدهم که لباسها بیشتر تابع خصوصیات ملی  و فردی است تغییرات فراوانی را به خود می بیند (شروع دوران صنعتی شدن)</p>
<p style="text-align: justify;">مرحله ی سوم<br />
از اواسط قرن  شانزدهم تا زمان حاضر است که به علت ماشینی شدن زندگی لباس ها سری دوزی و  آماده متداول شده است و بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد.</p>
<p style="text-align: justify;">پیرو  مطالب بالا که برخی از آنها برای خود من هم تازگی و البته جذابیت داشت،  روشن است جامعه ما در وضع نابسامانی از پوشش به سر میبرد. این مسئله فارغ  از نگرش مذهبی است بلکه اگر ما نگرش فرهنگی به جامعه داشته باشیم و به قول  جلال آل احمد برهنگی فرهنگی.</p>
<div style="text-align: justify;"><a href="http://redhue.negar-int.ir/"></a></div>
<p style="text-align: center;"><img src="http://redhue.negar-int.ir/images/80809685755596806735.jpg" alt="" /></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">همانطور  که در بالا نیز اشاره شد، دوره صفویه میتواند الگوی مناسبی برای ما باشد،  در این دوران ما به شکل قاطع مرز های فرهنگی خود را روشن کردیم و من فکر  میکنم همین کار موجب شد آن طور قدرتمندانه در مقابل هجوم فرهنگی اروپاییان  ایستادگی صورت پذیرد. البته وجود فاضلانی و فیلسوفان در این دوره و شکوفایی  هنری و فرهنگی کشور در این دوره همه مسائلی هستند که با گره گشایی از  وضعیت فعلی فرهنگی مجددا حاصل خواهند شد. در آن دوران اندیشه همه مردم به  دنبال معانی فلسفی عمیق و بهتر است گفت اهداف متعالی بود. قطعا امروزه هم  در جامعه ما اندیشمندانی هستند که میتوانند جامعه را به سمت کمال هدایت  کنند و از وابستگی هایی مثل این مسئله رهایی بخشند اما این گونه تحولات همت  اجتماعی می طلبد.</p>
<p style="text-align: justify;">نکته مهم در این تحول این است که نباید تندروی  پیشه کرد. متاسفانه با توجه به همان اثرات سیاسی بر روی لباس، کشور ما به  علت وضعیت خاص سیاسی حاکم (نوپایی حکومت) دچار سردرگمی فرهنگی در بسیاری از  بخش ها از جمله لباس است. از نظر بنده میتوان تفکرات متفاوتی را در این  حوزه شناسایی کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">ابتدا بهتر است بگویم خود بنده و احتمالا برخی  دوستان هم اندیش بنده چه نظری در این مورد دارند:</p>
<p style="text-align: justify;">جوانی خصوصیات خاص  خود را دارد که هیچ گریزی از آن نیست، یکی از نیازهایی که به شکل مستقیم  با سن جوانی ارتباط دارد، نیاز به آراستگی است به طوری که کلیه جامعه  شناسان و روان شناسان متفق القول هستند که جوانان در سنی خاص نیاز به  پوشیدن انواع خاصی از لباس و آرایش مو را دارند که  در حقیقت همان تازگی و  شور جوانی است، پوشش های متفاوت تر و با رنگ های شاد و جذاب.</p>
<p style="text-align: justify;">از  طرفی دین مبین اسلام نیز همواره بر آراستگی تاکید کرده و به آن توجهات خاصی  داشته است؛ اما مرز بین آراستگی و آنچه به عنوان &#8220;<strong>خود نمایی</strong>&#8221; شناخته می شود  چیست؟</p>
<p style="text-align: justify;">به عقیده بنده باید این مرز روشن باشد، همانطور که در دوران  صفویه مرزهای فرهنگی روشن شد، اگر این امر صورت بگرید ما به شکوفایی فرهنگی  در اینجا در مورد پوشش دست خواهیم یافت.</p>
<p style="text-align: justify;">اما نکته ای که در هنگام  مرز بندی باید در نظر داشت این است که نه از حدود فرهنگ خودمان پیش برویم  نه اینکه بخش های از فرهنگ خودمان را آنسوی مرزها جا بگذاریم. اتفاقی که در  کشور حاضر افتاده است، مثل عده ای که غرب زدگی ایشان تا آنجا است که اگر  امروز پوششی در غرب ابداع شود ایشان فردا میگویند این پوشش ماله ما بوده و  ریشه آن ایرانی است، در مقابل عده ای هم هستند که تنها به علت داشتن تشابه  دچار سوء تفاهم شده و بخش های از فرهنگ پوششی ایرانی را قیچی میکنند.</p>
<p style="text-align: justify;">از  آنجا که بیان شد این مرز بندی فرهنگی عمومی است، نباید توسط عده خاصی در  یک شورا یا &#8230; تعیین و به جامعه تحملی شود، حتی اگر این عده از خبره ترین  متخصص های فرهنگی جامعه باشند. این شیوه نادرست نه تنها کمکی نمیکند بلکه  موجب متزلزل شدن بیشتر فرهنگ ما خواهد شد. چرا که فرهنگ مانند یک سیال است  که هر چه قدر به جامعه فشار وارد کنیم جای آنکه نیروی برابر فشار وارد شده  تولید کند منحرف شده و بیشتر از مسیر مورد نظر خارج خواهد شد.</p>
<div style="text-align: justify;"><a href="http://redhue.negar-int.ir/"></a></div>
<p style="text-align: center;"><img src="http://redhue.negar-int.ir/images/15731448331780120406.jpg" alt="" /></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">به  طور ساده، این جمع یا شورا ها باید جای تعیین یک نقطه و تلاش برای هدایت  اجباری جامعه به آن سمت، بررسی کنند که مسیری که جامعه میرود به کدام سمت  است و با شرح وضعیت تلاش کنند جامعه به سمتی که مد نظر است برود. در حقیقت  جامعه یک رودخانه است که اگر یکباره مسیرش را به سمت مورد نظر کج کنیم  عواقب خطرناکی در پی دارد. به همین دلیل به شکل شفاف همانطور که احمدی نژاد  هم تاکید داشت، مسائله پوشش ما چه زن و چه مرد چیزی نیست که ما تصمیم  بگیریم و فردا جامع مشکلش حل شود، این مسئله فرهنگی است و ساخت فرهنگ بسیار  زمان گیر است.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بنده قبول دارم تعداد افرادی که نظرشان با بنده  یکسان است کم جمعیت ترین دسته در میان دسته های زیر هستند:</p>
<p style="text-align: justify;">♦ دسته نخست ♦<br />
دارای نگرش فرهنگی، مخالف اجبار و تحمیل،  موافق مرز بندی فرهنگی، به دنبال شکوفایی فرهنگی اینجا خاص مسئله پوشش حتی  اگر زمان بر باشد. معتقد به لزوم مقابله با هجوم فرهنگی.</p>
<p style="text-align: justify;">♦ دسته دوم ♦<br />
این دسته که اکثریت جامعه را نیز شامل  میشود، آن قدرها هم مسئله را فرهنگی نگاه نمی کنند، در حقیقت با نگرش مذهبی  به یک مسئله فرهنگی نگاه می کنند و به همین دلیل بحث واجب بودن و امر به  معروف و نهی از منکر را مد نظر دارند. این عده راهکار مناسب را تعیین معیار  و همان مرز بندی می دانند اما تفاوتشان با دسته نخست اینجاست که مرز بندی  ایشان جهت بستر سازی فرهنگی برای آینده نیست. درحقیقت استفاده از جبر به  عنوان مثال نیروی انتظامی، از نظر ایشان در مورد مسئله پوشش کاملا تائید  شده می باشد. البته عده ای در این دسته با توجه به داشتن نگرش مطلق مذهبی  آن قدر ها نگران تهاجم فرهنگی نیستند و بیشتر همان بحث مذهبیی پوشش  را مد  نظر دارند. البته نمیشود تقریبی هم گفت که چه درصدی از این جمعیت این چنین  طرز تفکری دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">♦  دسته سوم ♦<br />
دسته ای که  تقریبا حدود ثلث جامعه را تشکیل میدهند و باز این عده هم به هیچ وجه به شکل  فرهنگی به مسئله نگاه نمی کنند. افراد این دسته نگرش های مختلفی به موضوع  دارند به طوری که اگر با یکدیگر به بحث در مورد موضوع بنشینند قطعا نظر  همدیگر هم قبول ندارند و هر کدام نظری متفاوت دارد. برخی نگرش اجتماعی  دارند که بیشتر قشر جوان و دانشجو در این دسته این نگرش را دنبال میکند.  میتوان گفت قشری که هدف اصلی تهاجم فرهنگی می باشد. این دسته دانسته یا  نادانسته پیرو فلسفه های غربی و شرقی مختلف در مورد پوشش نظراتی میدهند.  این نظرات جدا از اینکه بر اساس نگرش فرهنگی نیسند و از یک نگرش اجتماعی در  مورد مسئله فرهنگی داده میشود، حتی برگرفته از فلسفه های ایرانی نمی باشد و  متکی به فلسفه های شرقی و غربی می باشد. این دسته به استناد عدم مذهبی  بودن نگرش خود معتقد هستند که میانه رو هستند و دید تعصبی مانند دیگران به  موضوع ندارند.</p>
<p style="text-align: justify;">♦  دسته چهارم ♦<br />
قطعا  اینطور نیست که هر کس دارای نگرش فرهنگی به مسئله باشد را بتوان در دسته  نخست جا داد. دسته چهارم کسانی هستند که هر چند نگرش فرهنگی به موضوع دارند  اما به علت نداشتن شناحت نسبت به مرز های فرهنگی ایران مرز ها را در جای  واقعی خود تعریف نمی کنند. افراد این دسته نیز تعدادشان زیاد نیست اما هنوز  از دسته نخست بیشتر هستند.</p>
<p style="text-align: justify;">زیبایی در هر جامعه و در هر دورانی  مورد توجه مردم است و خوب یا بد نمی توان انکار کرد که همواره یکی از  امتیازات افراد به شمار می رفته است. تا اینجا نه تنها هیچ مشکلی وجود  ندارد بلکه اهمیت ندادن منطقی آن بخصوص در میان جوانان نگران کننده است،  زیرا تجربه نشان داده است که آن دسته از جوانانی که به زیبایی و آراستگی  خود اهمیت نمی دهند در معرض انواع بیماریهای روحی و روانی چون افسردگی و  &#8230; قرار دارند و علاوه بر آن بیشتر در معرض خطرات اجتماعی و انحرافات قرار  می گیرند.</p>
<p style="text-align: justify;">اما این مسئله آن زمانی نگران کننده می شود و حتی در  بسیاری از موارد شکل بیماری به خود می گیرد که از حالت عادی خود خارج شده و  تمام فکر و ذهن یک فرد را به خود معطوف کند به نحوی که در بسیاری از مواقع  باعث بروز انواع بیماری و ناهنجاری می شود. برای مثال کسانی که بیش از  اندازه به زیبایی خود اهمیت می دهند یا دچار اعتماد به نفس کاذب می شوند یا  اینکه اعتماد به نفس خود را به شکل کامل از دست می دهند که هر دوی این  حالات می تواند خطر ناک باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">ایران در حالی جشنواره مد و لباس خود  را سال به سال برگزار می کند که شبکه های~ مــ.ــاهــ.ــواره ~ای در هر ۳  دقیقه به معرفی یک مد جدید می پردازند و تنها ترکیه به عنوان یکی از  کشورهای تولید کننده مانتو، هر دو هفته بین ۶ تا ۷ طرح جدید را به ایران  صادر می کند.</p>
<div style="text-align: justify;"><a href="http://redhue.negar-int.ir/"></a></div>
<p style="text-align: center;"><img src="http://redhue.negar-int.ir/images/11454220621438488902.jpg" alt="" /></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">بنابراین  نظر من به عنوان یک فرد با نگرش دسته نخست که معتقد به مقابله با تهاجم  فرهنگی و مرز بندی فرهنگی هستم این است که اگر قرار است هزینه ای در رابطه  با مقابله با مسئله پوشش شود، راه های بسیاری وجود دارد که این هزینه ها  (منابع انسانی، مالی و زمانی) مفید تر واقع شوند، تا اینکه به جامعه فشار  فرهنگی وارد کرده و سیال را در مسیری جاری کینم که غیر قابل پیش بینی است و  اگر با خوش شانسی از نقطه مورد نظر دورتر از این نشویم، قطعا این رفتار ما  را به سمت آن نزدیک هم نخواهد کرد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negar-int.ir/1389/aims/%d9%86%da%af%d8%b1%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d9%88%d8%b4%d8%b4/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تحمل عذاب و فشار</title>
		<link>http://www.negar-int.ir/1389/news/%d8%aa%d8%ad%d9%85%d9%84-%d8%b9%d8%b0%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d9%81%d8%b4%d8%a7%d8%b1</link>
		<comments>http://www.negar-int.ir/1389/news/%d8%aa%d8%ad%d9%85%d9%84-%d8%b9%d8%b0%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d9%81%d8%b4%d8%a7%d8%b1#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 19 Jun 2010 18:03:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>م.ابوعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار و اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[امید]]></category>
		<category><![CDATA[تحریم]]></category>
		<category><![CDATA[تحمل]]></category>
		<category><![CDATA[دلبستگی]]></category>
		<category><![CDATA[شجاعت]]></category>
		<category><![CDATA[فشار]]></category>
		<category><![CDATA[نیاز]]></category>
		<category><![CDATA[هوس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negar-int.ir/?p=44</guid>
		<description><![CDATA[همه ما با هر سن و سالی بر این موضوع واقف هستیم که گاهی همه چیز آنطور که ما می خوایهم نیست و این موضوع گاهی موجب عذاب ما میشود. ممکن مسائلی حادث شود که ما را تحت فشار قرار دهد یا حتی گاهی فعالیت های کاملاً هدفمند در جهت تحت فشار قرار دادن ما توسط دیگران صورت بگیرد. فارغ از تصادفی یا هدفمند بودن این موارد، نکته ای که اینجا به اون اشاره خواهیم کرد بحث تحمل این فشارها و عکس العمل های درست است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">همه ما با هر سن و سالی بر این موضوع واقف هستیم که گاهی همه چیز آنطور که ما می خوایهم نیست و این موضوع گاهی موجب عذاب ما میشود. ممکن مسائلی حادث شود که ما را تحت فشار قرار دهد یا حتی گاهی فعالیت های کاملاً هدفمند در جهت تحت فشار قرار دادن ما توسط دیگران صورت بگیرد. فارغ از تصادفی یا هدفمند بودن این موارد، نکته ای که اینجا به اون اشاره خواهیم کرد بحث تحمل این فشارها و عکس العمل های درست است.</p>
<p style="text-align: justify;">بهتر است اشاره ای هم کرد به این موضوع که گاهی این فشارها تنها به شما وارد نمیشود بلکه به جمعی که شما در آن هستید وارد میشود به عنوان مثال تحریم شدن کشور شما، درگیر جنگ شدن، یا گاهی حوادث طبیعی مثل زلزله میتواند عامل فشار بر شما باشد.<span id="more-44"></span></p>
<p style="text-align: justify;">در حقیقت عذاب کشیدن ما به چند دلیل است که با برخورد صحیح با این دلایل میتوانیم تحمل خود را در مقابل فشارها بالا ببریم. ممکن است سوالی شکل بگیرد که اساسا چرا باید فشار را تحمل کرد! وقتی ما از فشار و حوادث صحبت میکنیم کنترلی بر آن نداریم و بهتر است اینطور گفت که انتخابی جز تحمل آن نداریم، اما شاید بهتر از این هم بتوان بیان کرد. نقص این تعریف اینجاست که اگر راهی جز تحمل نیست پس دیگر چه نیازی به برخورد با دلایل عذاب کشیدن از فشار است که مثلا تحمل ما زیاد شود در حالی که ما به هر حال تحمل خواهیم کرد. باید گفت موضوع مربوط است به پس از دوره فشار.</p>
<p style="text-align: justify;">عتده ای که تحمل بیشتری داشته باشند همیشه آمادگی بالاتری برای پایان دوره فشار دارند. افرادی که به هر ترتیب تسلیم فشار بشوند و ضمن عذاب کشیدن نتوانند با فشار مقابله کنند شاهد سیر صعودی عذاب کشیدن خود خواهند بود. اما تحمل فشار رفته رفته از عذاب کشیدن کاهش میدهد تا جایی که ممکن است شما حتی در شرایط فشار مسلط به شرایط باشید. در برخی عرفان ها از آن به عنوان رضا یاد میشود. یعنی شما تحت فشار و نامناسب ترین شرایط رضایت کامل از شرایط محیط دارید و مانعی بر سر راه خود مشاهده نمی کنید.</p>
<p style="text-align: justify;">بنابراین از آنجا که همیشه الویت بحث های ما بر سر در مسیر باقی مانند و به سمت هدف رفتن است، اینجا همین شرح شفاف کننده لزوم تحمل فشار و پشت سر گذاشتن دوران آن است.</p>
<p style="text-align: justify;">دلایل متعددی برای عذاب کشیدن از فشار ها وجود دارد، که چند مورد آن بسیار مهم و حساس هستند:</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>نیاز</strong></p>
<p style="text-align: justify;">اولین و مهمترین دلیل عذاب کشیدن در شرایط فشار، تامین نشد یک یا چند نیاز ما می باشد. بنابراین باید روشی یافت که یا آن نیاز را رفع کرد یا اساسا خود را نسبت به آن موارد بی نیاز کنیم! مثلا در مورد تحریم ورود بنزین یک کشور، آن کشور یا باید خودش را از واردات بنزین بی نیاز کند یا راه و روشی برای قاچاقی وارد کردن آن پیدا کند.</p>
<p style="text-align: justify;">از مثال های شخصی هم میتوان به مسئله ای مانند اعتیاد اشاره داشت که قطعا در صورت فراهم نبودن شرایط این دسته افراد عذاب فراوان خواهند کشید که راه آن یا تامین نیاز به شکل مخقی است یا تمرین و حذف این نیاز است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>دلبستگی</strong></p>
<p style="text-align: justify;">نیاز هر چند مهمترین دلیل عذاب کشیدن در شرایط فشار است، اما حل کردن آن آسان تر از مورد دلبستگی است. دلبستگی میتواند به هر شکل باشد. در مثال شخصی اعتیاد، بخش نیاز را میتوان به سادگی حذف کرد با کمک دارو اما بخش دلبستگی به مواد مخدر چیزی نیست که بتوان به سادگی آن را حذف کرد. همینطور در مورد جوامع شاید بتوان یک کالای تحریمی را در داخل تولید کرد و حذف نیاز واردات کرد، اما اگر در جامع دلبستگی به نمونه خارجی کالا باشد، حذف دلبستگی کار بسیار مشکلی است. بنابراین دلبستگی و نیاز به هم گره خورده اند، نیاز در الویت است اما حذف دلبستگی دشوار تر.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>هوس</strong></p>
<p style="text-align: justify;">ناپسند ترین دلیل عذاب کشیدن از فشار، هوس است. به این ترتیب که شما در زمان فشار هر چند نیاز و دلبستگی خود را حذف کرده اید اما ناگهان هوس میکنید بر خلاف جهت فشار کاری بکنید و به علت جریان فشار نمی توانید و این موجب عذاب شما میشود. خوشبختانه این صفت ناپسند با خودسازی قابل دفع است و میتوان از آن خلاص شد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>ناامیدی</strong></p>
<p style="text-align: justify;">آخرین دلیل که بهش پرداخت میکنیم نا امیدی یا همان امید است. نداشتن امید به پایان دوره فشار موجب میشود شما عذاب بیشتری از فشار بکشید. با تقویت امید حتی گاهی پیش از پایان دوره فشار میتوان از عذابی که از فشار میکشیدیم کاملاً رها شویم. همانطور که امام علی فرموده است نا امیدی بزرگترین گناه است.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">صد البته انبوه دلایل دیگر را در این رابطه میتوان فهرست نمود، اما پرداخت به دلایل بالا خود میتواند تحمل ما را بر شرایط فشار چند برابر نماید. البته تمرینات زیادی لازم است و کار به این سادگی ها هم نیست.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negar-int.ir/1389/news/%d8%aa%d8%ad%d9%85%d9%84-%d8%b9%d8%b0%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d9%81%d8%b4%d8%a7%d8%b1/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شجاعت در سایه طنز</title>
		<link>http://www.negar-int.ir/1389/aims/%d8%b4%d8%ac%d8%a7%d8%b9%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%b7%d9%86%d8%b2</link>
		<comments>http://www.negar-int.ir/1389/aims/%d8%b4%d8%ac%d8%a7%d8%b9%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%b7%d9%86%d8%b2#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 18 Jun 2010 22:33:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>م.ابوعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مواضع و نظرات]]></category>
		<category><![CDATA[راهبرد]]></category>
		<category><![CDATA[شجاعت]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[مواضع]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negar-int.ir/?p=38</guid>
		<description><![CDATA[



بیان حقیقت همیشه آن قدر ها ساده نیست. شاید بهتر است گفت بیشتر مواقع بیان حقیقت کار دشواری هست چرا که ممکن است عواقب آن چندان برای بیان کننده خوشایند نباشد. حتی گاهی بیان برخی حقایق مورد پسند همفکران خود ما نیز نمی باشد. طنز یکی از شیوه های بسیار مفید است که میتواند راهگشا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">بیان حقیقت همیشه آن قدر ها ساده نیست. شاید بهتر است گفت بیشتر مواقع بیان حقیقت کار دشواری هست چرا که ممکن است عواقب آن چندان برای بیان کننده خوشایند نباشد. حتی گاهی بیان برخی حقایق مورد پسند همفکران خود ما نیز نمی باشد. طنز یکی از شیوه های بسیار مفید است که میتواند راهگشا باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">به زبان طنز میتوان حقایق را به همگان گفت و البته کمی از اون عواقب ناخوشایند احتمالی کاست. در همین فضای اینترنت شاهد هستیم خیلی ها شجاعتی که در بیان نظرات خود دارند در سایه طنز نویسی است و در یک گفتمان جدی جرات بیان برداشت خود از واقعیات را ندارند.<span id="more-38"></span></p>
<p style="text-align: justify;">البته طنز اگر ضعیف باشد، هر چند شجاعت به همراه خواهد داشت اما ارزش آن نظر و موضع را نیز خواهد کاست. به عبارت دیگر مخاطب چندان مطلب را جدی نمی گیرد. بنابراین با وجود اینکه به کار بستن صنعت طنز در بیان نظرات میتواند شجاعت را چندین برابر کند اما توصیه میکنم اگر در طنز نویسی مهارت ندارید از آن استفاده نکنید چون فقط موجب مورد تمسخر قرار گرفتن خود خواهید شد بدون آن که منظور اصلی شما منتقل شود.</p>
<p style="text-align: justify;">شرح بالا در مورد بسیاری از افراد جامعه قابل لمس است و باز در همین اینترنت انبوه طنز نویسی های سیاسی موافق و مخالف که هیچ گاه خواننده حتی به موضوع بیان شده فکر نمیکند و بیشتر جهت خندیدن آن مطلب را می خواند. طنزی مفید است (در مورد مسئله بحث ما البته) که بتوان مخاطب را نسبت به موضوع به خنده وا داشت. مثلا زدن مثال ها و ضرب المثل ها یک نمونه اون است که البته محافظه کارانه ترین شکل کار است و بیشتر توسط شخصیت های خاص به کار بسته می شود. اما افراد در سطوح پایین تر می توانند کمی جسارت به خرج بدهند و دست مایه طنز را در بیان نظرات و مواضع خود بیشتر کنند.</p>
<p style="text-align: justify;">اما داشتن شجاعت در بیان نظرات هر چند در مواقعی ضروری است اما بهتر است تحت کنترل باشد تا موجب نشود ما فراموش کنیم همه جا لازم نیست نظرات و بیانات خود را بیان کنیم. یعنی بهتر است شجاعت را فقط در راستای قلبه بر ترس استفاده کنیم. اگر ما شجاعتی به دست آوریم که خارج از کنترل باشد و در حقیقت نوعی حماقت باشد آنگاه بسیار ضربه پذیر خواهیم بود که دیر یا زود به علت بیان نا به جای نظر یا مواضع خود ضرباتی را متحمل خواهیم شد.</p>
<p style="text-align: justify;">بنابراین، در سایه طنز میتوان شجاعت گفتن نظراتی را که از گفتنشان ترس داریم کسب کرد نه نظراتی که بیانشان ضرورت ندارد. درک این مطلب که ضرورت بیان نظرات کجا و چه وقت است بر میگردد به فلسفه ذهنی و الگو های رفتاری ما چنان که اصول برخی افراد سکوت را جایز نمی داند و برخی برعکس اساسا گفتن را لازم نمیدانند مگر در صورت لزوم و البته انبوه تفکرات در میانه این دو.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negar-int.ir/1389/aims/%d8%b4%d8%ac%d8%a7%d8%b9%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%b7%d9%86%d8%b2/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کندن چاه برای دیگران</title>
		<link>http://www.negar-int.ir/1389/news/%da%a9%d9%86%d8%af%d9%86-%da%86%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86</link>
		<comments>http://www.negar-int.ir/1389/news/%da%a9%d9%86%d8%af%d9%86-%da%86%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 18 Jun 2010 16:12:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>م.ابوعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار و اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[راهبرد]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه]]></category>
		<category><![CDATA[موانع]]></category>
		<category><![CDATA[هوشیار]]></category>
		<category><![CDATA[چالش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negar-int.ir/?p=31</guid>
		<description><![CDATA[اهمیت هوشیاری در مقابل برخی حوادث هرگز پدیدار نمیشود مگر در صورت حادث شدن که البته در آن زمان دیگر فرصت لازم از دست رفته است. از همین رو برخی موارد است که باید با تکیه به تجربیات دیگران نسبت آنها هوشیار بود. البته ضرورت ندارد همه چیز آن طور که دیگران تجربه کرده اند برای ما پیش آید اما هوشیار بودن ما نسبت به آن حوادث به ما ضرری نمی رساند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.negar-int.ir/wp-content/uploads/2010/06/155.jpg"><img class="size-medium wp-image-32 alignright" title="155" src="http://www.negar-int.ir/wp-content/uploads/2010/06/155-300x210.jpg" alt="" width="180" height="126" /></a></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">اهمیت هوشیاری در مقابل برخی حوادث هرگز پدیدار نمیشود مگر در صورت حادث شدن که البته در آن زمان دیگر فرصت لازم از دست رفته است. از همین رو برخی موارد است که باید با تکیه به تجربیات دیگران نسبت آنها هوشیار بود. البته ضرورت ندارد همه چیز آن طور که دیگران تجربه کرده اند برای ما پیش آید اما هوشیار بودن ما نسبت به آن حوادث به ما ضرری نمی رساند.</p>
<p style="text-align: justify;">همواره انسان هایی هستند که کارشان کندن چاه برای دیگران است و این موضوع هوشیاری ما را طلب میکند تا در طول مسیر دچار گمراهی نشویم. در حقیقت این افراد هیچ هدف خاصی را دنبال نمی کنند جز ایجاد مانع بر سر راه. بنابراین اینکه بخواهیم بگوییم فلسفه ما چنین اجازه ای نمیدهد و ما از نظر ایدئولوژیک توانایی تحلیل مسائل در وقت حادث شدنش را داریم خطاست چرا که ایشان دنبال انی نیستن که مثلا ثابت کنند ایدئولوژی شما ضعیف است یا مثلا شما را به سمت اهداف مورد نظر خودشان بکشانند. شرح علت چنین رفتاری کمی پیچیده است اما آنچه تجربیات تاریخی بشر نشان داده این موضوع در همه جوامع و در کل دوران های تاریخ وجود داشته و امروز در کنار من و شما هم این افراد حضور دارند.<span id="more-31"></span></p>
<p style="text-align: justify;">از نشانه های این افراد این است که سعی در به چالش کشیدن شما دارند، البته عکس این موضوع صادق نیست، یعنی صرفا اینکه کسی شما را به چالش بکشد دلیلش این نیست بی دلیل میخواهد مانعی سر راه شما بگذارد و ممکن هدفمند شما را به چالش کشیده باشد. به این ترتیب شما باید در کنار این نشانه با سنجش دیگر مشخصات که شرح داده خواهد شد بررسی کنید تا بتوانید موضوع را برای خود روشن کنید.</p>
<p style="text-align: justify;">این افراد هرگز موضع ثابتی از خود ارائه نمی کنند. یعنی به عبارت دیگر خود را پایبند به هیچ قانون، اصول و &#8230; نمی دانند، اینجا منظور خاص دین یا مکتب نیست، این افراد حتی به شکل شخصی و منحصرا برای خودشان هم اصولی ندارند!</p>
<p style="text-align: justify;">بد نیست برای مثال امروزی اون یک اشاره کنم به فلیمی مثل A Clockwork Orange (تولید ۱۹۷۱) که البته اکران جنجالی نیز در انگلیس داشت. در آن فیلم نیز پسرک دقیقا کارش کندن چاه برای دیگران است، آن هم بدون داشتن هدف خاصی. حتی این تلاش ها و آزار اطرافیان در جهت رفع یک نیاز نیست. البته از منظر برخی روانشناسان این نوع رفتار یک نیاز است که در برخی بیماران روانی پدیدار میشود که البته اینجا قصد ورود به این مباحث را نداریم.</p>
<p style="text-align: justify;">نکته جالب توجه این است که عدم پایبندی به اصول موجب میشود این افراد احساس پشیمانی را کلا فراموش کنند به طوری که حتی وقتی خودشان کاملا به نادرستی در رفتارشان پی می برند هم حتی در تنهای ذره ای احساس پشیمانی در سر ندارند چرا که عدم پایبندی به یک سری اصول مانع از ایجاد حس پشیمانی میشود.</p>
<p style="text-align: justify;">حاصل این موضوع هم میشود تکرار عمل. یعنی ممکن است بارها از طرف فردی موانعی بر سر راه شما گذاشته شود و شما وی را متوجه کار نادرستش بکنید اما خیلی زود شاهد باشید مجددا عملش را تکرار میکند. به کمک این نشانه ها و ترکیب اونها و صد البته کمی کسب تجربه میشود این افراد را تشخصی داد.</p>
<p style="text-align: justify;">اینجا ما قصد بررسی رفتار ایشان و علتش و اینکه اصلا این بیماری روانی است یا &#8230; را نداریم. هدف بررسی راه شناخت و البته مقابله با ایشان است. پس از شرح نشانه ها نوبت به بررسی روش گریز از موانع تراشیده شده توسط این افراد میرسد.</p>
<p style="text-align: justify;">هوشیار بودن ما کمک بزرگی میکند. در بسیاری از موارد ما می توانیم بدون درگیر شدن با موانع از ایشان عبور کنیم و خود را رها کنیم. به عبارتی این افراد مثل تار عنکبوت چسبناکی هستند که اگر بخواهیم با دست آن را کنار بزنیم حسابی گرفتارش میشویم اما اگر از کنارش رد شویم بدون برخورد با آنها بدون مشکل در مسیر خود به سمت هدفمان خواهیم رفت.</p>
<p style="text-align: justify;">مسئله دیگر این است اگر به هر دلیل ما درگیر با ایشان شدیم، به یاد داشته باشیم تلاشی برای قانع کردن ایشان نسبت به درستی یا نادرستی رفتارشان نداشته باشیم بلکه تلاش ما در جهت دور شدن از ایشان باشد. علت این رفتار هم روشن است، چرا که قانع کردن این قبیل افراد کار بیهوده ای است و ایشان اساسا به خاطر هدفی نبوده که سر راه شما سبز شده اند که شما بخواهید با تغییر اهدافشون یا مثلا بینششون، اون ها را از سر راه خودتون کنار بزنید.</p>
<p style="text-align: justify;">پس باز اشاره میکنم، همیشه مواظب افرادی باشید که کارشون کندن چاه برای دیگران است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negar-int.ir/1389/news/%da%a9%d9%86%d8%af%d9%86-%da%86%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>راهبرد (استراتژی)</title>
		<link>http://www.negar-int.ir/1389/aims/%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%aa%da%98%db%8c</link>
		<comments>http://www.negar-int.ir/1389/aims/%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%aa%da%98%db%8c#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 09 Jun 2010 19:15:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>م.ابوعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مواضع و نظرات]]></category>
		<category><![CDATA[استراتژی]]></category>
		<category><![CDATA[راهبرد]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت]]></category>
		<category><![CDATA[مواضع]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negar-int.ir/?p=19</guid>
		<description><![CDATA[سوالی که پیش آمده این است که آیا لازم است همه با دانش مدیریت یا حداقل بخش هایی از آن که جهت تعیین راهبرد لازم است آشنا شوند تا بتوانند جهت باقی ماندن در مسیر فلسفی خود راهبردی تعیین کنند، یا اساسا علت خروج از مسیر فلسفی در برخی موضع گیری ها و بیان نظرات بازگشت به مسائل دیگیری دارد و چنین ضرورتی جهت یادگیری مدیریت وجود ندارد؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" title="sibl" src="http://redhue.negar-int.ir/images/36273641515742167571.png" alt="" width="180" height="168" /><span style="color: #ff0000;"><strong> </strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><strong>حوادث </strong></span>اطراف ما همواره موجب میشوند که ما نظرات و مواضعی بسته به فلسفه فکری خودمان ارائه کنیم. ممکن است گاهی نظرات ما نسبتا دور از اون فلسفه فکری باشد اما نهایتا بر آمده از برداشت ما از آن است.</p>
<p style="text-align: justify;">استراتژی که معادل فارسی آن راهبرد است، یکی از سطوح چهارگانه مدیریت است و شاید مهم ترین قسمت در بالا بردن شانس دست یابی به موفقیت. اما داشتن یک راهبرد خوب در مورد نظرات و مواضع اتخاذ شده نسبت به حوادث چند تفاوت دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">نخست این که در اینجا هدف ما رسیدن به نقطه خاص از پیش تعیین شده نمی باشد، بلکه هدف ما باقی ماندن در مسیر مورد نظر است. این مسیر همان فلسفه فکری ما می باشد. شاید به نظر ما نیاید اما اتخاذ مواضع بر خلاف فلسفه فکری میتواند به کلی ما را از مسیر منحرف کند. تا جایی که با بالا رفتن تعداد نظرات بی ربط ما به اهدافمان یا بهتر است گفت زمانی که دادن نظراتی که ما را به سمت هدفمان نزدیک نمیکند فراوان شد، ما کم کم از هدف خود باز خواهیم ماند و فعالیت های مفید ما نیز تحت الشعاع این روند به سمت اهداف ناشناخته ای پیش خواهد رفت که قطعا این مطلوب ما به عنوان پیرو یک فلسفه فکری روشن و دارای اهداف نقطه گذاری شده نمی باشد.<span id="more-19"></span></p>
<p style="text-align: justify;">دیگر اینکه راهبرد ما در اینجا بسیار کلان و البته به قول امروزی ها فلکسیبل خواهد بود. چرا که دادن نظر در مورد حواث یک روند مستمر زمان بندی شده نیست و ممکن است در هر مقطع زمانی ما مجبور به تکرار دادن نظر شویم و اینجا بزرگترین اشکال حادث میشود که ما نظرات متفاوتی در مورد حادثه یکسان در دو مقطع زمانی متفاوت ارائه کنیم. برای پیشگیری از این اتفاق ناخوشایند که حاصلش چیزی نیست جز زیر سوال رفتن اعتبار ما و حتی گاهی فلسفه ما، باید راهبرد ما از درون سخت و استوار و از بیرون انعطاف پذیر باشد. به این ترتیب با برخورد به یک مسئله به علت انعطاف برونی راهبرد ما میتوانیم آن را دریافت کنیم و به علت استوار بودن راهبرد ما از درون دچار خروج از مسیر فلسفی خود نیز نشویم و خروجی یکسانی داشته باشیم. و این خروجی همان نظرات و مواضع ما می باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">متاسفانه با توجه به اینکه تعیین راهبرد امروزه یک امر مدیریتی است و همواره اکثریت افراد جامعه زمینه مدیریتی ندارند، با اصول و استاندارد های تعیین یک راهبرد آشنا نیستند. شاید یکی از دلایل مهم دور بودن اکثریت افراد جامعه از فلسفه فکریشان همین مسئله باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">در پایان این مطلب سوالی که پیش آمده این است که آیا لازم است همه با دانش مدیریت یا حداقل بخش هایی از آن که جهت تعیین راهبرد لازم است آشنا شوند تا بتوانند جهت باقی ماندن در مسیر فلسفی خود راهبردی تعیین کنند، یا اساسا علت خروج از مسیر فلسفی در برخی موضع گیری ها و بیان نظرات بازگشت به مسائل دیگیری دارد و چنین ضرورتی جهت یادگیری مدیریت وجود ندارد؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negar-int.ir/1389/aims/%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%aa%da%98%db%8c/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چند چرا؟</title>
		<link>http://www.negar-int.ir/1389/news/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86</link>
		<comments>http://www.negar-int.ir/1389/news/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 Jun 2010 19:17:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>م.ابوعلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار و اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[افتتاح]]></category>
		<category><![CDATA[مخاطبین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negar-int.ir/?p=1</guid>
		<description><![CDATA[پس از چند چرا، لازم است به شکل مثلاً رسمی، آغاز به کار این سایت را خدمت کلیه عزیزان اعلام نمایم. سایت قبل هر چند در مدت 1 سالش توانست بخشی از نیازها را پاسخگو باشد، اما نیاز به یک سایت پویاتر که با به روز بودن مطالبش دوستان را در جریان قرار دهد و در حقیقت ارتباط مستمر و نزدیک تر را فراهم کند حس میشد که خوشبختانه پس از بررسی و سنجش، سایت حاضر طراحی و پیاده سازی شده است. به زودی اطلاعات مهم سایت قدیم نیز به اینجا منتقل خواهد شد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<ul>
<li><span style="color: #339966;">چرا  توصیه میشود این سایت را دنبال کنید؟</span></li>
<li><span style="color: #99cc00;">چرا مشترک  خوراک سایت (<strong>RSS</strong>) بشوید؟</span></li>
<li><span style="color: #339966;">چرا اجازه  ارسال مطلب را ندارید؟</span></li>
<li><span style="color: #808000;">چرا سایت خلوت  است؟</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><span id="more-1"></span>چرا توصیه میشود این سایت را دنبال کنید؟</span></p>
<ol style="text-align: justify;">
<li>فرصت کسب اطلاعات جدید</li>
<li>شانس همراه شدن با یک جریان رو به جلو</li>
<li>حذف آن از فهرست نادانسته ها خود</li>
</ol>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;">چرا مشترک خوراک سایت (<strong>RSS</strong>) بشوید؟</span></p>
<ol style="text-align: justify;">
<li>از به روز رسانی آگاه شوید</li>
<li>وقت کمتری صرف کنید</li>
<li>به ما اطمینان دهید کاربری پیگیر هستید</li>
</ol>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;">چرا اینجا موضوعات شفاف تقسیم نشده است؟</span></p>
<ol style="text-align: justify;">
<li>گستردگی مطالب</li>
<li>تفکیک پذیری صحیح مطالب</li>
<li>استفاده از برچسب ها به مانند کاربرد گذشته موضوعات</li>
</ol>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;">چرا اجازه ارسال مطلب را ندارید؟</span></p>
<ol style="text-align: justify;">
<li>سطح دانش شما بر ما آشکار نیست</li>
<li>در جریان هدف گذاری ما نیستید</li>
<li>سایت های کاربر محور بیشتر انتقال دهنده هستند در حالی که سایت ما تولید کننده است</li>
</ol>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;">چرا سایت خلوت است؟</span></p>
<ol style="text-align: justify;">
<li>نوپا بودن این سایت</li>
<li>خاص بودن مخاطبین سایت</li>
<li>کم لطفی برخی از مخاطبین</li>
</ol>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><strong>پس </strong></span>از چند چرا، لازم است به شکل مثلاً رسمی، آغاز به کار این سایت را خدمت کلیه عزیزان اعلام نمایم. سایت قبل هر چند در مدت ۱ سالش توانست بخشی از نیازها را پاسخگو باشد، اما نیاز به یک سایت پویاتر که با به روز بودن مطالبش دوستان را در جریان قرار دهد و در حقیقت ارتباط مستمر و نزدیک تر را فراهم کند حس میشد که خوشبختانه پس از بررسی و سنجش، سایت حاضر طراحی و پیاده سازی شده است. به زودی اطلاعات مهم سایت قدیم نیز به اینجا منتقل خواهد شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negar-int.ir/1389/news/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
